گشته خزان نوبهار من, بهار من
رفت و نیامد نگار من , نگار من
سپری شد شب جدایی , به امیدی که تو بیایی
آخر ای امید قلبم , با من از چه بی وفایی
گشته خزان نوبهار من, بهار من
رفت و نیامد نگار من , نگار من
سپری شد شب جدایی , به امیدی که تو بیایی
آخر ای امید قلبم , با من از چه بی وفایی
نوشته شده توسط لیلا در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 8:30 موضوع | لینک ثابت
ای مردمان بگویید آرام جان من کو
راحت فزای هرکس محنت رسان من کو
نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس
گه گه به ناز گویم سرو روان من کو
در بوستان شادی هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکنندش در بوستان من کو
جانان من سفر کرد بااو برفت جانم
بازآمدن ازایشان پیداست آن من کو
هرچند در کمینه نامی همی نیرزم
درنامه بزرگان زو داستان من کو
هرکس به خانمانی دارند مهربانی
من مهربان ندارم نامهربان من کو
نوشته شده توسط لیلا در یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت 8:20 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY