تبليغاتX
تیشه در ریشه
 

چرا تا شقایق هست زندگی باید کرد؟

تا شقایق هست

پرستوها عاشق می شوند

کلاغ ها قارقار می کنند

زمین از پس زمستان و بهار می چرخد

آسمان مجنون می شود

روزی چشمانت گریان وروز دیگر خندان می شود

دوست دشمن و دشمن دوست می گردد

این قانون طبیعت است

وزندگی همان طبیعت است

و هیچ چیز طبیعی تر از زندگی نیست

ای که امروزت گره خورده ی دیروزت است

وفردایت به دستان امروزت چشم دوخته است

به یاد آر که

این نیز بگذرد

همانگونه که آن نیز گذشت

پس دیوانه وار زندگی کن،زندگی کن و باز هم زندگی کن

مبادا شقایق به بودنش مشکوک شود.

 

 

 


 

نوشته شده توسط لیلا در جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت 21:11 موضوع | لینک ثابت


گریه این گریه اگر بگذارد...

TinyPic image

می نویسم می نویسم از تو

تا تن كاغذ من جا دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت

گریه این گریه اگر بگذارد

گریه این گریه اگر بگذارد

با تو از روز ازل خواهم گفت

فتح معراج ازل كافی نیست

با تو از اوج غزل خواهم گفت

می نویسم همه ی هق هق تنهایی را

تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی

تا تو در همهمه همراه سكوتم باشی

به حریم خلوت عشق تو تنها برسی

می نویسم می نویسم از تو

تا تن كاغذ من جا دارد

می نویسم همه ی با تو نبودن ها را

تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری

تا تو تكیه گاه امن خستگی ها باشی

تا مرا باز به دیدار خود من ببری

می نویسم می نویسم از تو

تا تن كاغذ من جا دارد


 

نوشته شده توسط لیلا در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 13:2 موضوع | لینک ثابت